تبلیغ

تبلیغ

بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود رمان لحظه ساز عاشقی

| اندروید ، جاوا |

دانلود رمان لحظه ساز عاشقی

با نوازش نسیم، پلکهایم را به نرمی می گشایم، نگاهم در لابلای ابرهای خاکستری سرگردان می شود و در خلوت دلگیر آن غوطه ور می ماند. در فراسوی ابرها مرز خیال درهم می شکند و واقعیتی تلخ، جان می گیرد. هاله ای از سکوت سرد وجودم را می پوشاند. ناگاه ترنم نرم قطرات باران بر وجود تشنه ام می بارد و من، حریصانه و با ولع آن را به روح خسته ام پیشکش می کنم تا سیراب شود …
اما باد … باد بی رحم بر پیکرم سیلی می زند و تن بی رمقم را درهم مچاله می کند و در میان این اوهام، ذهن من آشفته تر از آن است که برای نوشتن آخرین سطر غمنامه ام سخن سرایی کند.
افکار آزار دهنده سوهان روحم می شود و دریچه ای از غم در مقابلم می گشاید. پلکهایم را می بندم تا اشکی که قصد فروریختن دارد رها شود. لبخند محوی روی لبهایم می نشیند.
چه کسی باور می کند عشق با تمام زیباییش بتواند گرمایش را بی رحمانه از کسی دریغ کند؟


فریاد می زنم: کجاست آن نگاه ساده و پاکی که وجود بی قرار و خسته ام را از گرمای خود ذوب کند و دستهای سرد و یخ زده ام را میان دستهای گرم و پر قدرت خود بفشارد، می اندیشم کسی هست تا روشنی راه را به این روح منتظر نشان دهد و مرا در عمق خالصانه ترین نگاهش به اسارت بکشد. به پلکهای خسته ام که مظلومانه و بدون کوچکترین اعتراضی تا نیمه های شب برای نوشتن همراهی ام می کنند، لحظه ای کوتاه استراحت می دهم. حالت خلسه دلنشینی مرا در خود می کشد.
پلکهایم را می گشایم، سرم را بالا می گیرم و به آسمانی که با رنگ های سفید و آبی و خاکستری درهم تنیده شده می نگرم. نور تندی که از لابلای ابرها ساطع می شود چشمهایم را می آزارد، اما من سرسختانه در جای جای آن در جستجوی بارانم.
خدایا کجاست چشم اندازی که عشق را سخاوتمندانه به رخ بکشد و همیشه در یاد بماند؟

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 3.00
[ 1 رای ]
دیدگاه کاربران 0
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.