آباژور سه بعدی طرح بالن قلب ها

آباژور سه بعدی طرح بالن قلب ها

این لامپ جادویی در حقیقت دو بعدی است اما با طراحی خاص خود سه بعدی به نظر میرسد . ضخامت شیشه بالبینگها که از جنس پلکسی است تنها چهار میلیمتر است در این لامپ برای نمایش تصاویر سه بعدی از مواد اولیه دو بعدی استفاده شده است . این مواد اولیه دو بعدی موجب صرفه جویی در فضا شده و افراد میتوانند این لامپ و یا این آباژور را در کمترین فضای ممکن جای دهند.
قیمت : ۳۵ هزارتومان کلیک کنید!

بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود رمان دالان بهشت

رمان موبایل جدید نسخه ی اندروید و جاوا

دانلود رمان دالان بهشت

در رمان موبایل دالان بهشت خواهیم خواند :

سال ها بعد، همیشه فکر می کردم اگر آن روزها محمد رفته بود و گفته بود که او دیگر مرا نمی خواهد، چه بر سر من می آمد؟! اوضاع چگونه می شد؟ خانواده ام چطور می توانستند تحمل کنند؟

دانلود رمان هيچ كسان

| جاوا ، اندرويد و آيفون |

.: جلد دوم (کامل شده) :.

| کامل شده رمان هیچ کسان 2 |

دانلود رمان هيچ كسان

توضیحات رمان هیچ کسان 2 :

این رمان کامل شده ی رمان هیچکسان 2 هستش که بهراد و سورن بعد از فارق التحصیل شدن دفتر وکالت می زنن.اما چون وکلا نمی تونن سریع دفتر وکالت بزنن و باید به مدت 2 سال کارآموز باشن، اینجا بهراد و سورن کارآموز میشن.
قبلا گفتم که بهراد مشروب رو می ذاره کنار اما در اینجا هنوز دست به کار نشده…قراره کم کم کنار بذارش

دانلود رمان باغبان

| جاوا ، اندرويد و آيفون|

دانلود رمان باغبان

توضيحات رمان باغبان :
من همیشه به طبیعت عشق می ورزیدم و آرزوی دیدن گل و درخت و چمن و سبزه را داشتم، ولی از وقتی که به یاد می آورم در جنوب شهر و در خانه های کوچک و دلگیر با مستأجری زندگی می کردیم.
پدرم همیشه درگیر کارهای خودش بود و ما را به گردش و تفریح نمی برد. دیدن طبیعت و قدم زدن در کنار رودخانه و تنفس در هوای آزاد و تمیز برایم چون رویایی دست نیافتنی بود……

مقدمه:
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
یادم آید که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
با تو گفتم:” حذر از عشق ندانم؟! سفر از پیش تو هرگز نتوانم،.. نتوانم!”
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم….( گزیده ای از شعر کوچه ی فریدون مشیری )

دانلود رمان پسران بد

| جاوا ، اندرويد و آيفون |

دانلود رمان پسران بد

توضيحات رمان پسران بد :

داستان سه تا دوست ِکه شدیدا دنبال احضار ارواح هستن اما اشتباها موجودات دیگه ای رو به سمت خودشون فرا می خونن.این وسط به دلایلی که توی داستان گفته میشه این موجودات فقط به داروین پیله می کنن،جوری که هر جا میره یه داستان واسش پیش میاد.بعد ِ یه مدت معلوم میشه یکی از همکلاسی های جدید این سه نفر با مشکلی که برای داروین پیش اومده ، در ارتباطه و …

دانلود رمان هيچ كسان

| جاوا ، اندرويد و آيفون |

.: جلد سوم :.

| لینک های دانلود تصحیح شد |

دانلود رمان هيچ كسان

توضيحات رمان هيچ كسان جلد سوم :

شخصیت اصلی داستان ، بهراد مثل جلد قبل با کمک جنی به اسم هاموس به مردم کمک می کنه…یه شب که بهراد داره از سر کار به خونه ش برمی گرده یه پسری رو می بینه که توی کوچه مونده و جایی نداره بره،دلش می سوره و با خودش می برش خونه.فردای اون شب مامورای آگاهی بهش خبر میدن که یه قاتل زنجیره ای دنبالشه…کمی که می گذره بهراد متوجه میشه پسری که توی خونه ش راه داده…(اگه گفتین؟!واقعا حال کردین خلاصه رو؟بعدا عوضش می کنم…

دانلود رمان ديوانه هاي نمي خندند

| نسخه جاوا |

دانلود رمان ديوانه هاي نمي خندند

توضيحات رمان ديوانه هاي نمي خندند :

دستامو محکم تر روى هندزفرى م فشار دادم!
صداى هايده داشت اعصابمو خرد مى کرد…

يه امشب شب عشقه همين امشبو داريم… چرا قصه ى دردو واسه فردا نزاريم؟ عزيزان همه باهم بخونيم… که امشب شب عشقه… که امشب شب عشقه…
ديگه دلم مى خواست داد بزنم!!! نگام افتاد به آرتين که کنارم نشسته بود و طورى از شيشه بيرونو نگاه مى کرد که انگار داره ميره اردو… کلا واسش هيچ فرقى نداشت کجا باشه يا نباشه… آرشم که … چيزى نگم بهتره… کلا هيچى رو به روى خودش نمياره… مثلا اينکه مى دونم دوستم داره ولى هيچ وقت بروز نمى ده… اخلاقش اينطوريه… سعى مى کنه احساساتشو نشون نده… فکر مى کنه اگه بهم بگه دوستم داره پر رو مى شم…
صداى آهنگ مسخره ى هايده ى بابا رو بيشتر از صداى مسخره تر ساسى مانکن مى شنيدم! ازش خوشم نمى اومد ولى از هايده بهتر بود! ولى نه! دارم به اين نتيجه مى رسم که هايده بهتره… آره اين درسته…
کاش رَم مو نمى دادم نوشين واسم آهنگ بريزه! همه ى آهنگامو پاک کرده و اين چرت و پرتا رو واسم ريخته بود…

دانلود رمان آن شب لعنتي

| جاوا ، اندرويد و آيفون|

دانلود رمان آن شب لعنتي

توضيحات رمان آن شب لعنتي :

همه چیز از یه شب شروع می شه ..آن شبِ لعنتی .. اتفاقاتی که اون شب لعنتی تو اون خونه دانشجویی برای چهار تا دختر و همخونه ای داستان ما می افته .. توی شبی که همه برای احضار روح بابای مونا دور هم شدن تا بتونن ازش سوال بپرسن :” مامان مونا کجاست ؟؟”
مامانی که تو بچگی مونا رو تنها گذاشت و رفت ..
ژانر : تخیلی – ترسناک – عاشقانه – اجتماعی

دانلود نسخه ی کامل PDF رمان آن شب لعنتی

دانلود رمان بي وفا

| نسخه جاوا |

دانلود رمان بي وفا

قسمتي از رمان بي وفا :

-ابدا….. غير ممکنه …..به هيچ وجه
شايان-چرا ؟
-يا فيلم هندي زياد نگاه مي کني يا رمان زياد مي خوني
شايان-خب چرا مخالفي من که چيز بدي نگفتم فقط ازت درخواست ازدواج کردم همين
-همين ؟
شايان-خب اره فکر نمي کنم يه درخواست ازدواج ساده انقدر تعجب و سوال داشته باشه
-ببين تو فقط مي خواي با ازدواج کردن با من حرص نغمه رو دربياري
شايان-فکر نکنم تو هم از گرفتن حال اشکان بدت بياد
-اگه دست من بود که عموتو خيلي وقت پيش با دستاي خودم مي کشتم ولي خب نمي شد ديگه تو هم مطمئن باش با اين کارا حال اون دوتا گرفته نمي شه
شايان-اتفاقا برعکس حالشون گرفته مي شه بدم گرفته مي شه
-به فرض اينکه حال اون دوتا رو هم گرفتيم بعدش چي ؟ تکليف زندگي خودت و من چي ميشه ؟
شايان-خب ديگه من و تو هم به خوبي و خوشي زندگي مي کنيم
– شوخ شدي اقا شايان از شما بعيده ….خوبي و خوشي …..اره جون همون عموت ……مگه کشکه ديوونه مگه خاله بازيه….. همين الکي الکي با هم ازدواج مي کنيم الکي الکي هم مي ريم محضر طلاق مي گيرم نه؟
شايان-من کي همچين چيزي گفتم بابا من مي گم يه مدت با هم نامزد باشيم تا…
-تا شايد نغمه برگرده پيش تو منظورت اينه ديگه نه ؟
شايان –اي بابا نمي ذاري من حرف بزنم که ببين کتي باور کن من ديگه نه تنها عاشق نغمه نيستم بلکه ازش متنفرم هيچم دوست ندارم برگرده پيش من اون ديگه داره جاي سابق تورو مي گيره منم از حالا به بعد قصد دارم بهش بگم زن عمو
پوزخند زدم …

دانلود رمان يك تبسم براي قلبم

| جاوا و آيفون |

دانلود رمان يك تبسم براي قلبم

توضيحات رمان يك تبسم براي قلبم :

آروم قاب عکسش رو کنار بقیه قاب عکسها میذارم رو میز و اشارپم رو دور خودم میپیچم. دوبار نفس عمیق می کشم تا اشکهایی که تو چشمم جمع شده را مهار کنم ولی نمیتونم. اشکام یکی یکی روی گونه ام میچکن. تو تاریکی اتاق از پنجره به خیابون آروممون که حتی یه پرنده هم بال نمی زنه خیره میشم..به آرومی زمزمه میکنم: تو الان کجایی؟ چیکار میکنی؟ دوباره نفس عمیق میکشم و اشکام رو پاک میکنم. با صدای مهتا به خودم میام. برمیگردم . وسط سالن ایستاده. دست عروسک خرگوشیش رو گرفته و رو زمین میکشه. درحالیکه چشماشو میماله خواب الود میگه: Mami, Ich kann nicht schlafen
خنده ام میگیره. میگم: پس تا حالا چیکار میکردی. می خندم و به طرفش میرم. تا بغلش میکنم سرش رو رو شونه ام میذاره و خوابش میبره. میبرم و روی تختش میذارم.کنارش دراز میکشم تا خوابش سنگین بشه.بعد میبوسمش و میگم: بخواب فرشته من . یه بوسه برای تو. یک تبسم هم برای قلبم…

دانلود رمان عشق اجباري

| جاوا و آيفون |

دانلود رمان عشق اجباري

توضيحات رمان عشق اجباري :

داستان درباره ی دختریه که طی یه تصادف دچار فراموشی میشه و بعد از بهوش اومدنش با رفتار عجیب اطرافیان و آینده نامعلومش رو به رو میشه…